خانه به دوش!

فرهنگی ، اجتماعی

عاشقانه


‎..شايد سالها بعد...

... در گذر جاده ها ...

...بي تفاوت از کنار هم بگذريم ...

...و ...

...بگوييم ...

...چقد شبيه خاطراتم بود...

... اين غريبه ....


برچسب‌ها: عاشقانه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 21:52  توسط sam  | 

مرد و قاضی


یارو روبردن دادگاه قاضي بهش گفت خاك توسرت اين چهارمين بارته 

كه ميارنت اينجا يارو ميگه خاك توسرخودت كه هميشه اينجايي !!!


برچسب‌ها: مطالب طنز
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 21:47  توسط sam  | 

زبان پارسی

معلوم نیست که زبان فارسی از چه هنگام بدین خط نوشته شد؛ قدیمی‌ترین نوشته‌هایی که به زبان فارسی نو یا گویش‌های بسیار نزدیک به آن وجود دارند به خطی غیر از خط فارسی نگاشته شده‌اند.

ایرانیان در سده‌های نخستین اسلامی به خط‌های مانوی و پهلوی می‌نوشتند. در همین حال ایرانیان مسلمان نظیر یزید فارسی تلاش کردند شیوه نوشتن قرآن را که به خط نبطی بود و در آن ابهامات زیادی بود بهبود بخشند. در خط سریانی حروف بدون نقطه نوشته می‌شدند و مصوت‌های کوتاه و برخی مصوت‌های بلند مانند «ا» نوشته نمی‌شد. از آن رو که قرآن به زبان عربی بود، عرب‌ها در خواندن آن مشکلی نداشتند، ولی ایرانیان نمی‌توانستند آن را بخوانند؛ ازاین‌رو ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی و خط اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند.

باور اغلب پژوهشگران این است که ایرانیان خط کنونی خود را از عرب‌ها وام گرفته‌اند، با این وجود می‌توان ادعا کرد که این خط، خطی است که ایرانیان در شکل‌گیری آن سهم عمده‌ای داشته‌اند. از آن گذشته بعدها ایرانیان براساس نیازهای زبانی خود الفبای فارسی را پدید آوردند و از سده سوم هجری به علت رواج نامه‌نگاری‌های دیوانی، کم‌کم خط‌های مانوی و پهلوی، جای خود را به الفبای فارسی دادند.

اعراب خط نداشته‌اند و خطی که از «‍حمیر» و «انبار» (استان انبار) به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافته‌است، خط عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته می‌شده‌است. و چون آثار مخطوط در قرون اولیه اسلامی و پس از آن، به زبان عربی نوشته می‌شد، خطی که بـا آن، زبان عربی ثبت می‌گردید، به نام خط عربی مشهور گردید. خطی که امروز زبان فارسی با آن نوشته می‌شود و یا در هند و پاکستان متداول و مرسوم است و در سابق در کشور عثمانی نیز رواج داشته‌است، خط عربی نیست؛ بلکه این خط که از «انبار» به نجد عربستان رفته یکی از خطوط متداول ایرانی بوده که بـا تحولاتی برای نوشتن زبان عربی به کار رفته‌است.

الفبای فارسی در آغاز به صورت ابجد مردف بوده‌است و بسیاری از خطهای دیگر، از جمله خط لاتین هم که برآمده و برگرفته از خطوط کهن سامی هستند، هنوز بر همان ردیف «ابجد» و «هوز» استوارند. تغییر شکل الفبای فارسی به صورت کنونی، پس از آن روی داد که شعوبیه ایرانی برای تسهیل در فراگیری الفبا، کوشیدند حروف همسان از نظر صورت و ردیف صوتی را در کنار هم قرار دادند تا برای نوآموزان، فراگیری آن آسان باشد و نامش را الفبای «پیرآموز» گذاشتند.

زبان فارسی نو به خط‌های دیگر 

فارسی به خط عبری :

کهن‌ترین نوشتهٔ به‌دست‌امده از زبان فارسی نو به خط عبری کتابت شده‌است. نمونه‌های بسیار کهن دیگری هم از نوشته‌های متعلق به یهودیان فارسی زبان به دست آمده‌است که دارای مختصات گویشی خاص خود است. برای نمونه چند خط سندی که احتمالاً متعلق به قرن پنجم هجری‌است ذکر می‌شود. ابتدا صورت مکتوب آن با تغییر الفبا از عبری به فارسی و سپس صورت استاندارد فارسی امروزی آن ذکر می‌شود:

اگرت پُرسد کو از چی بی‌شناسی کو نبی‌ای بود

عالم را ونبی پَ چی کار ابایست تو

پسوه دِه کو نبی بود عالم را چی عالم

را از نبی نی بزیرد ...

به فارسی کلاسیک:

اگرت پرسد که از چه بشناسی که نبی‌ای بُوَد

عالم را و نبی به چه کار بایست [= برای چه کاری لازم است] تو

پاسخ ده که نبی بُود عالم را [= نبی برای عالم بود] چه [= به این دلیل که]

عالم را از نبی نه گزیرست. [عالم را از نبی گزیری نیست]

و دیگر موارد

 

خوشنویسی : 

خط فارسی به شیوه‌های گوناگونی نگاشته می‌شود که برخی با سایر کشورهای اسلامی مشترک و برخی برخاسته از ذوق هنری خود ایرانیان است که از مشهورترین آنها می‌توان به خط تعلیق، خط نستعلیق و خط شکسته‌نستعلیق اشاره کرد. خط نستعلیق افزون بر ایران در سایر کشورها هم طرفدارانی دارد و به‌دلیل ظرافت و زیبایی به «عروس خطوط اسلامی» شهرت پیدا کرده‌است.

در اوایل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجری قمری ابن مقله شیرازی خطوطی را بوجود آورد که به خطوط ششگانه یا اقلام سته معروف شدند که عبارتند از : محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع. که وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می‌باشد. همچنین او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که به اصول دوازده‌گانه خوشنویسی معروفند و عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا و شأن.

 

گردآوری : مجید علی آتشی 

www.tarikhema.ir 

منابع :

همایون فرخ، رکن الدین، سهم ایرانیان در پیدایش و آفرینش خط در جهان، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۸۴.

خانلری، پرویز. تاریخ زبان فارسی (جلد ۱ از ۳). چاپ هفتم. فرهنگ نشر نو، ۱۳۸۲. 



برچسب‌ها: مطالب تاریخی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 16:9  توسط sam  | 

مروارید مهر(فریدون مشیری)

دو جام يك صدف بودند،

« دريا » و « سپهر » 

آن روز 

در آن خورشيد، 

- اين دردانه مرواريد -

 مي تابيد ! 

من و تو، هر دو، در آن جام هاي لعل 

شراب نور نوشيديم 

مرا بخت تماشاي تو بخشيدند و، 

بر جان و جهانم نور پاشيدند ! 

تو را هم، ارمغاني خوشتر از جان و جهان دادند : 

دلت شد چون صدف روشن، 

به مرواريد مهر 

آن روز !



برچسب‌ها: فریدون مشیری
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 16:4  توسط sam  | 

سکوت


همیشه سكوتم به معناى پیروزی تو نیست...!!

گاهی سكوت می كنم تابفهمی چه بی صدا باختى...

سکوت می کنم به احترام آن همه حرف که در دلم مرد...



برچسب‌ها: عاشقانه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 3:14  توسط sam  | 

مرید و شیخ


گویند مریدان شیخ همگی از برای ساختن هیکل شش تکه به باشگاه بادی بیلدینگ شدندی! 

خود شیخ چند سالی در باشگاه مشغول 

هارتل بودی. تا مریدان بدید بسیار مسرور گشت و به استقبالشان رفت . 

یکی از مریدان دختر باز خدمت شیخ عرض کرد : یا شیخ ! بر ما بگو با کدامین دستگاه کار

 کنیم تا دختران و دافان را تحت 

تاثیر قرار داده مخشان را بزنیم ؟؟؟ 

شیخ بی درنگ فرمود : ای مرید ! در میان دستگاهها هیچ دستگاهی مانند دستگاه خود 

پرداز دختران را تحت تاثیر قرار ندهد !!! 

مریدان از این حکمت دانی شیخ روانی شده آنقدر روی تردمیل دویدند تا به دیار باقی شتافت


برچسب‌ها: مطالب طنز
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 3:5  توسط sam  | 

ما دخترها

 

ما دخترهای احساساتی .. 

دختر هایی که "ها" میکنیم توی دستمان گرم میشویم ، ما که خنک میشویم با یک تکه 

ورق کوچک ، 

ما دختر های اهل حرف زدن مرد و مردانه ، دختر های نه امروزی و نه دیروزی ..نه کودک ، 

دختر های عشق شالگردن های بلند ، عشق لواشک ، عشق فوت کردن توی قاصدک ، 

ما دختر های روسری های بی پولک ..، 

ما که با خانه تکانی حال نمیکنیم ، ما که آشپزی بلد نیستیم حتی دم پختک ! 

ما که سوسک ببینیم وحشت زده فریاد میکشیم اما روی ترن هوایی مستانه می خندیم .. 

ما که ذوق زده میشویم از خرید لباسهای رنگارنگ .. 

ما دختر های کتانی پوش ..، 

ما که عادت داریم به قهر کردن های بی علت ، به هدیه دادن های بی منت ،به تلفن های

 طولانی و بی وقت ، به عاشقانه های گاه از روی لذت ..، 

ما .. 

ما دختر های قبیله ی بی چتر ما را چه به کینه و دشمنی و نفرت ؟





برچسب‌ها: عاشقانه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 3:1  توسط sam  | 

تنهایی(خودم)

در این گوشه ی هستی

درابن کوی بی مهری

درابن شب ظلمانی

در این گوشه ی اتاق

با این فکر در بن بست نشسته ام تنها و بی کس نشسته ام

دراین شهر شلوغ

دراین شهر غم و اندوه

در این سکوت مرگبار

دراین ظلمت حکومتی

در این ترس و دراین خفقان

مانده ام چه بگویم

از چه بگویم

هر چی بگویم کم است در برابر این درد تنهایی که بر دوشم نشسته است


برچسب‌ها: خودم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 2:57  توسط sam  | 

خنده وگریه!


گفتم: خدايا سوالی دارم

گفت: بپرس............

گفتم: چرا هر موقع من شادم، همه با من ميخندن، ولی وقتی غمگينم كسی با 

من نميگريد ؟

گفت: خنده را برای جمع آوری دوست، و غم را برای انتخاب بهترين دوست.....

آفريدم.!!!


برچسب‌ها: جملات زیبا
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 2:50  توسط sam  | 

معجزه خاموش(داریوش اقبالی)

طعم خیس اندوه و اتفاق افتاده

یه آه خداحافظ ، یه فاجعه ی ساده

خالی شدم از رویا ، حسی من و از من برد

یه سایه شبیه من پشت پنجره پژمرد 

ای معجزه ی خاموش ، یه حادثه روشن شو  

یه لحظه ، فقط یه آه ، هم جنس شکفتن شو

از روزن این کنج خاکستری پرپر

مشغول تماشای ویرون شدن من شو 

برگرد (برگرد) به برگشتن ، از فاصله دورم کن

یه خاطره با من باش ، یه گریه غرورم کن

از گرگر بی رحمه این تجربه ی من سوز

پرواز رهایی باش به ضیافته دیروز

به کوچه که پیوستی ، شهر از تو لبالب شد

لحظه آخر لحظه ، شب عاقبت شب شد

آغوش جهان رو به دلشوره شتابان بود

راهی شدنت حرفه نقطه چینه پایان بو 

ای معجزه ی خاموش ، یه حادثه روشن شو 

یه لحظه ، فقط یه آه ، هم جنس شکفتن شو

از روزن این کنج خاکستریه پرپر

مشغول تماشای ویرون شدن من شو



برچسب‌ها: متن ترانه های داریوش اقبالی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 2:48  توسط sam  |